X
تبلیغات
من خود آن سیزدهم
من خود آن سیزدهم
گفتنش مثل هفت شیرین نیست،آنچه بر ما گذشت سیزده بود... 
قالب وبلاگ

تا گوشه چشمي شد باز هم همه آماده شيرجه شده اند. فقط وجود كلمه «فرهنگ» در نامگذاري سال جديد كافي بود.همه كلمات نام سال را رها كرده اند و چسبيده اند به همين كلمه فرهنگش و ديگر هيچ! مطابق معمول و مانوس،كف و سوت همه بلند شد كه ديگر همه با فرهنگ مي شويم.آن هم چگونه؟

نمي دانم چه كسي فكر مي كند كه فرهنگ يعني on شدن همه off ها.يعني مجاز شدن همه نامجازها! و رفع شدن همه فيلترها! نه جانم! فرهنگ اين نيست. همين حوزه موسيقي كه اين قدر داد و هوار است كه چرا سانسور،چرا مميزي،چرا ممنوعيت فلان خواننده و... را در نظر بگيريد.تقسيم بندي كارهاي مجاز و غيرمجاز را هم كنار بگذاريد. خروجي كارهاي خوبش در يك سال چقدر است؟ يكي؟ دوتا؟...به طور حتم جواب كمتر از انگشتان دو دست است.آن هم با اغماض.(سنتي خوان ها كه عمدتاً با اصول موسيقي آشنا هستند را كنار بگذاريد.اين ها استثنا هستند).حتي در ميان كساني كه بدون هيچ نظارت به قول خودشان دست و پا گيري آثارشان را منتشر مي كنند هم به ندرت كار دندان گيري پيدا مي شود.آن وقت حالا بيايند و گوني گوني مجوز بدهند. يكي نيست كه بگويد،آن ها كه در آزادي مطلق و بي قيد و بند هم هيچ گلي به سر موسيقي نزده اند،حال بعد از مجوز به غير از ادعا چه مي كنند؟سطح موسيقي را بالا مي برند؟آلگو سازي مي كنند؟ فرهنگ سازي؟ يا...؟آثار ضعيف به خورد خلق دادن كه ديگر فرهنگ نيست و مجوز نمي خواهد. چه فرقي دارد فلان آهنگ ضعيف مجاز باشد يا غيرمجاز؟قاف خوانده باشدش يا كاف.مانكن باشد يا ماكت. تهي باشد يا پر.نكته پوشيده اين كه اگر قرار باشد واقعاً اين چيزها فرهنگ را بالا ببرد و فرهنگ سازی کنند آثار هستند كه اين كار را انجام می دهند و نه اشخاص!

يا مثلاً چسبيده اند به رفع فيلتر فيسبوك كه اگر رفع شود ديگر همه با فرهنگ مي شويم. هنوز بسته است و اين قدر در سطح بين الملل! گند زده ايم، واي به روزي كه ديگر آزاد شود. احتمالاً فكر مي كنند كه اگر فيسبوك و يا هر شبكه اجتماعي ديگري باز شود ديگر همه فضاحت هاي كامنتي جاي خودش را به فصاحت مي دهد. ديگر كسي عكس قوزك پايش را پروفايل نمي گذارد و هزار و يك مورد ديگر!

بقيه حوزه هاي مربوط به فرهنگ هم كه دست كمي از اين ها ندارد و وضع همين است كه هست! البته كسي مخالف رفع سختگيري هاي بي مورد نيست. چرا كه رقابت آزادانه باعث شكوفايي هنر مي شود.اما آيا فقط اين گونه؟

چه مي دانم شايد همين فردا كه از خواب بيدار شديد،شنيديد كه فلان خواننده آن ورآبي به ايران برگشته،فلان كتاب و اثر موسيقي بعد از مدت ها چاپ شده اند و خيلي چيزهاي ديگر.احتمالاً هم خودتان هم توي دلي به فرهنگيان آفرين مي گوييد و قربان صدقه مي رويد كه دارند فرهنگ را درست معنا مي كنند. با ذكر اين نكته كه فقط موسيقي و فيسبوك و چه و چه فرهنگ نيستند! يك نگاهي هم به معني كلمه فرهنگ در لغت نامه معين مي اندازیم.

"فرهنگ" ريشه: پهلوي،] فَ هَ [ 1- علم،دانش2- تربيت،ادب 3- وا‍‍‍ژه نامه،كتاب لغت 4- عقل،خرد 5- تدبير،چاره

 


برچسب‌ها: فرهنگ لغت معین, رفع فیلتر فیسبوک, خواننده های زیرزمینی, نامگذاری سال جدید
[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 19:55 ] [ ح.ح.س ] [ ]
با فرارسیدن فصل بهار،بر آن شدیم همانند سنوات گذشته،دور جدید کلاس های تقویتی- آموزشی را با به کارگیری مجرب ترین اساتید و متخصصان، در زمینه های مختلف به شرح زیر آغاز کنیم.

گروه ورزش

عناوین کتب تدریسی:

1) اخلاق در فوتبال

مدرس: استاد جواد خیابانی

توضیحات: بررسی نکات اخلاقی در بازی های فوتبال.ضمناً آموزش ترانه شناسی در فیسبوک نیز به عنوان بخش جانبی تدریس خواهد شد.

2) آقای گل

مدرس: استاد محمدمهدی نظری

توضیحات: چگونه در هر بازی فوتبال یک گل بزنیم؟ صد درصد تضمینی

3) اخلاق در فوتبال 2

مدرس: استاد شیث رضایی

توضیحات: رعایت کامل مسائل اخلاقی در هر زمینه ای.ضمناً از اساتید علیرضا واحدی نیکبخت و محمد نصرتی هم به عنوان افتخاری دعوت به عمل آمده است.

4) چگونه همیشه باشیم

مدرسین: استاد فردین معصومی و استاد آرش میراسماعیلی

توضیحات: چگونه بدن هیچ گونه کسب مدال،سال ها در تیم ملی بازی کرد و ادعا هم داشت.

5) ورزش پاک

مدرس: امیر علی اکبری

توضیحات: بدون دوپینگ قهرمان جهان شویم.

گروه سیاست

عناوین کتب تدریسی:

1) فن مناظره

مدرس: استاد محمدجواد ظریف

توضیحات: چگونه در مذاکرات ژنو حرف خود را به کرسی بنشانیم.

2) کدام مطبوعات؟کدام جراید؟

مدرس: استاد علی جنتی

توضیحات: چگونگی آزادی بیان مطبوعات مخالف

3) اصول انتقاد پذیری

مدرس: استاد حسن روحانی

توضیحات: تحلیل انتقاد منتقدین.(علی الخصوص نقدهای مربوط به مذاکرات ژنو و بحث هسته ای)

4) اسلام شناسی

مدرس: استاد اسفندیار رحیم مشایی

توضیحات:بررسی اسلام پیش و پس از آن.(از زمان حضرت نوح (ع))

5) اختلاس ممنوع

مدرس: استاد بابک زنجانی

توضیحات: چگونه درآمدی پاک و بدون شبهه داشته باشیم.

گروه هنر

عناوین کتب تدریسی:

1) ژست در عکاسی

مدرس: استاد پیمان معادی

توضیحات: عکاسی با بازیگران هالیوودی

2) مسی شناسی

مدرس: استاد جمشید مشایخی

توضیحات: چگونه بر شانه های لیونل مسی بوسه بزنیم.

3) ارزش شناسی

مدرس: استاد حامد زمانی

توضیحات: ارزش چیست و کاربردهای آن.

4) شلوار من

مدرس: استاد رضا عطاران

توضیحات:چگونه مردم را به خنده مجبور کنیم.

5) موسیقی پاک

مدرس: استاد حمید حامی

توضیحات: بررسی مسائل پشت پرده موسیقی ایران و جهان

لازم به یادآوریست که با توجه به استقبال بی نظیر شما هم میهنان عزیز، امکان تمدید مهلت ثبت نام و حتی گسترش کلاس های فوق وجود دارد.

با تشکر از حسن انتخاب شما.


برچسب‌ها: خبرهای موسیقی, خبرهای سیاسی, مذاکرات ژنو, خبرهای ورزشی
[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 16:36 ] [ ح.ح.س ] [ ]

تصمیم گرفتانده شدیم!چندتایی از مطالب وبلاگ را که در مجله چاپ شده است را اینجا درج کنیم.

جهت تشویش اذهان عمومی:

دانلود

 

دانلود

 

دانلود


برچسب‌ها: گروه مجلات همشهری, همشهری جوان, پیاده روی همشهری جوان, hamshahri javan
[ دوشنبه یازدهم فروردین 1393 ] [ 16:35 ] [ ح.ح.س ] [ ]

هرطوري كه حساب مي كنم باز هم تقصير من نيست. تقصير من نيست كه يك مشت آدم كم ظرفيت و بي جنبه و نازك نارنجي دوروبرم را گرفته اند.اصلاً به من چه كه بهشان بر ميخورد.برخورد دانشان درآيد!آن هايي كه تحمل كوچك ترين كنايه و تيكه را ندارند دورو برم را خلوت كنند.طرف براي پوشيدن كفش هايش نيم ساعتي با بندش ور مي رود.وقتي مي پرسم:«كمك نميخواي؟» چنان از كوره در ميرود كه نگو و نپرس!گوجه مي شود كلاً. يا آن يكي طرف دكتر شريعتي و چه گوارا و ماندلا و ... را با اسم كوچكشان صدا ميزد. وقتي مي پرسم:«ببخشيد! پسر خالتون؟» باز هم همان ميشود! يا مثلاً وقتي كه در خواندن متون عربي انقلابي مي كند در اعراب گذاريش و من «بالابالاي عربي» را پيشنهاد مي كنم باز هم رنگ عوض مي كند. يا مثلاً همين اواخر براي يكي ديگرشان،مراعات دماغش را مي كنم و چايي را با كاسه جلويش مي گذارم ،نه با استكان هاي كمر باريك! اما جواب محبتم! پرخاشگري ميشود و بس. و هزار و يك مورد ديگر با شدت و حدّت هاي متفاوت.

از بدشانسي من هم كه در هرمورد خنده هاي اطرافيان كاتاليزگري مي شود بر سرعت عصبانيتشان! و بسته به قدرت كاتاليزگر چند روز سرسنگيني برايم اعمال مي شود. خيلي سعي كرده ام كه درجه كنايه هايم را روي مينيمم تنظيم كنم ولي باز هم گوشه قباي چند نفري را مي گيرد.همين است باز هم مطمئن مي شود كه ايراد از من نيست.پس بايد بگويم: عزيزم! قالبت را عوض كن!بگذار ظرفيتش زياد باشد.


برچسب‌ها: شناخت آرایه های ادبی, کنایه, محصولات بالابالا, ماندلا
[ یکشنبه سوم فروردین 1393 ] [ 14:24 ] [ ح.ح.س ] [ ]
۱) یقین دارم گالیله تورا میدید،نظرش در مورد جاذبه تغییر میکرد!

۲)جاذبه چشمانت،جاذبه زمین را از رونق انداخت!


برچسب‌ها: قانون گرانش, گالیله, Galileo Galilei
[ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ 10:41 ] [ ح.ح.س ] [ ]
من که جای تو باشم...

تا برف بارید،بی هوا بیرون می روم!

مگر این گونه شاید کمی روسپید شوی...


برچسب‌ها: متن عاشقانه, پیامک های زیبا و عاشقانه, اس ام اس جدید
[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 16:49 ] [ ح.ح.س ] [ ]
زمستان!

تو که می روی...

بیا و این «الف» را هم با خود ببر!

بگذار یک بار هم که شده بهار را بهر ببریم...


برچسب‌ها: پیامک عید, نوشته زیبا, متن عاشقانه, تاریخچه عید نوروز
[ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 ] [ 12:31 ] [ ح.ح.س ] [ ]

برای N اُمین بار است که خودم را لعنت میکنم که چرا باز هم کارهایم را به دقیقه نود موکول کرده ام و برای ۱+N اُمین بار است که به خودم قول می دهم که دیگر تکرار نشود.اصلاً تقصیر خودم است که کتاب خیلی صفحه ای تاریخ را گذااشته ام برای شب امتحان.حالا هم که باید تا صبح کبریت لای پلک هایم بگذارم و مکن ای صبح طلوع را زمزمه بکنم! این ها هیچ،اتاق بغل که جمع اقوام جمع است و صدای خنده هایشان خانه را برداشته زجر کُشم می کند.ولی چاره ای نیست! باید شروع کنم.شروع می کنم.هنوز چند دقیقه ای نگذشته که هنگ می کنم! همه اسامی تا حد امکان طولانی و تا حد امکان شبیه به هم که نه تنها در ذهن نمی مانند که باعث خارش گلو هنگام تلفظ نیز می شوند! رمان نویس هم که...!ببخشید! تاریخ نویس هم که اصلاً بویی از اصول و قواعد نویسندگی نبرده است. نه تعلیقی،نه هیجانی و نه حتی یک شخصیت خاکستری.همگی یا سفید مطلق و یا سیاه مطلق. مدیون نورون های مغزم می شوم اگر به آن ها استراحت ندهم.چشمانم را می بندم. اما اسامی تاریخی ول کن ماجرا نیستند. مدام صدایشان در گوشم می پیچد.آ..بیا! جوان مردم را قاطاندی! رفت.به شک می افتم که این مغز من است یا خسرو معتضد! کمی می گذرد تا بتوان صداها را تشخیص دهم.صدا،صدای پدربزرگم (که خدا حفظش کند) است.باز هم نقل خاطرات گذشته با جزئیات دقیق و فراوان با کمک حافظه رشک برانگیزش. حسابی وسوسه می شوم ولی مقاومت می کنم و کتاب را دوباره باز می کنم. اما این کتاب دیگر از ذهنم افتاد! دستم به تورقش نمی رود. مقایسه ای می کنم.این کجا و آن کجا؟ کتاب را می بندم. تاریخ مصورِ واقعی اتاق بغلی است!


برچسب‌ها: خسرو معتضد, اصول و قواعد نویسندگی, نورون های مغزی, Khosro Moatazed
[ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 ] [ 18:0 ] [ ح.ح.س ] [ ]

آدم های «ته در آر»ی هستیم. یعنی یا به چیزی محل نمیگذاریم یا باید تهش را در بیاوریم! اگر هم کمی غلظت اتمسفر هم بالا رود و جو ما را بگیرد هم که دیگر بدتر و اصلاً ول کن معامله نمیشویم.مثلاً فیسبوک را در نظر بگیرید که دیگر در آن حماسه هایمان! گوش فلک را کر کرده است.همین که کسی جرئت افشای حقیقت بالای چشمت ابروست را میکند چنان بر سرش آوار میشویم که یا در صفحه اش را میبندیم و یا در مغزش را! و هرکس ببیند،درست فکر میکند که بیست وچهارساعته مشغول لایک دادن و لایک گرفتن هستیم.یا همین پیامک های میلیونی و میلیاردی دم عید که حتی اپراتورها را هم هنگ میدیهم! و مثل های فت و فراوانش.

خبرش را حتماً شنیده اید که معلم فلان منطقه برای همدردی و حتی جلوگیری از تمسخر دانش آموز بیمار کلاسش که بر اثر داروهای مصرفی موهایش ریخته، سرش را از ته تراشید. تا اینجای کار که کارش درست و دمش گرم. اما کمی بعد از آن است که باز هم مای جوگیر همیشه در صحنه! نمک را بر میداریم تا شورش را در بیاوریم.تریپ هم دردی بر داریم که همگی باید برای حمایت از کودکان بیمار موی سرمان را بتراشیم.تلویزیون هم چنان پیاز داغش را زیاد میکند که هرکه نداند فکر میکنیم شق القمر کرده ایم.به این بهانه،سر خود را هوایی میدهیم و بعدش هم با عکس هایش پزش را میدیهم و شیرش میکنیم و اسطوره میشویم. چقدر راحت. مگر نه؟ سنگ مفت و گنجشک هم مفت.درست است؟

هر کودکی هرچند کودک با هر تغییر ظاهرش میتواند درک کند که دیگر مانند بقیه نیست. همین است که احساس حقارت میکند و گریزان از جمع.حال اگر به صورت کاملاً خودجوش!همگی سرمان را بتراشیم آیا باز هم باعث میشود که کودک خیال کند که سالم شده است؟ جز این است که خیال کند شخص دیگری هم به بیماریش دچار شده است و غصه اش بیشتر میشود؟ مسلماً خیر. (هیچ کس از بیماری دیگری خوشحال نمیشود چه برسد به کودکان).همگی راه حل را در تراشیدن مو دیده ایم و شده ایم استاد ولی اگر راه حل خرج حداقل هایی از جیب میبود.آیا واقعا باز هم اینگونه شیرجه میزدیم؟ میشود تراشیدن سر و حتی سرها را مسکنی ضعیف و موقت دانست و از آن استفاده کرد ولی وای به روزی که آن را درمان بدانیم. ایکاش در چند کلاس درسی که خوانده ایم یاد میگرفتیم که برای نشان دادن اوج همدردی خود با گرفتارها لازم نیست که خود را گرفتار کنیم و حتی گرفتار نشان دهیم.فقط کافیست آنها را از گرفتاری نجات دهیم. کودکان بیمار،درمان میخواهند نه دیدن بیماری دیگران را. باور کنیم!


برچسب‌ها: معلم مریوانی که سرش را تراشید, سر تراشیدن علی ضیا, برنامه ویتامین3
[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 18:7 ] [ ح.ح.س ] [ ]

دوقلوها هم برای خود عالمی دارند.یعنی باید باشی تا بدانی.از چشم بیرون که همان کودکی ها مقایسه ها شروع میشود و ابتدا از چهره.هم چون مسابقات پیدا کردن ده اختلاف در دو تصویر.هر کس از کشف هر اختلاف چنان مشعوف میشود که کریستوف کلمب برای کشف آمریکا! بعدها هم باید خود را برای هزارن سوال کلیشه ای کدوم بزرگ ترید؟چقدر؟دعوا میکنید؟کدوم قوی ترید؟ و چه و چه آماده کرد.دوران تحصیل علاوه بر اینکه همچنان مقایسه  در مقیاس اپسیلن ادامه می یابد،برای هر امتحان هم ماکسیمم فاصله را برای جلوگیری از هرگونه عمل غیرمجاز اعمال میکنند.اشتباه در وارد شدن نمرات هم که دیگر جز لاینفک زندگی است که باید با آن بزرگ شد!.دوستان تقریباً مشترک هم که از این دوئیت به نحو احسن استفاده میکنند.کافیست با یکی  اندک اختلافی پیدا کنند،دیگری باید خود را برای بیشمار زنگ و پیام و محبت آماده کند.به خیال اینکه لج دیگری را در می آورند!از خریدهای دونفره با تخفیف های ویژه هم نباید گذشت که خیالت راحت میشود که پول واقعی! اجناس را پرداخت میکنی.هدیه های تولد یکسان هم که دیگر گفتن ندارد و هزارچیز گفتنی دیگری...

از چشم درون هم که پایه همه دونفره ها میشوی.شطرنج و پینگ پنگ و منچ و ماروپله! و خیابان متر کردن های شبانه هم که خوراک شب زنده داری هاست. ترانه «ابرهای پاییزی» محسن چاوشی هم که برایت شوخی میشود آنجا که میگوید:((تنها نبودم حتی یک دقیقه/با تنهایی که بهترین رفیقه)). میتوانی راحت  حرف بزنی  بدون آن که بعدها سنگینی نگاه ها را احساس کنی. و از همه مهم تر کسی هست که تورا به پوست خیارهای رایج امروزی نمیفروشد،یکی هست که حسادت برایت،برایش و یا برایش،برایت هیچ معنایی ندارد و از موفقیتش هیچوقت سرت داغ نمیکند!

پ ن: بهانه نوشتن؟ زیرنویس تلویزیون برای ثبت نام در انجمن دوقلوها!


برچسب‌ها: انجمن دوقلوها, فول آرشیو محسن چاوشی, آهنگ ابرهای پاییزی, Mohsen Chavoshi
[ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ] [ 10:8 ] [ ح.ح.س ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

یه روز میخواستیم سیزده رو بینمون تقسیم کنیم دیدیم نمیشه!پس تصمیم گرفتیم که تا همیشه با هم باشیم.ما سه نفر!
لینک دوستان
امکانات وب